محمد اشرف علوى عاملى
مقدمه 94
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
با آن كه جفا كشى چو من نيست * معلوم نشد كه كيستم من گر غير بمرد از برايت * پس زنده ز بهر چيستم من در پاى تو تا چه « سيّد » افتم * تا كى سر راه نيستم من « 1 » چكامه زير را نيز به استقبال از شعر پدر گفته است : بس كه دارد ز غم هجر تو شبها گلهها * كنم از اشك به كوى تو روان قافلهها گهر پند مرا گوش نكردى هرگز * چون صدف دارم از اين غم به جگر آبلهها چون تن و جان من و يار به هم پيوستند * اين قدر نيست ميان من او فاصلهها يا رب آن ماه كجا رفت كه از حسرت او * اشك آهم به فلك كرده روان راحلهها تا شده لذّت پوشيدن چشمم روشن * همچو اشك از نظر انداختهام بادلهها ترسم آخر ز زبانى « 2 » كه تو دارى زاهد * واجبى را بگذارى به سر نافلهها ره عشق است مبادا كه كنى رو به قفا * « سيّد » اين راه اگر روى دهد هايلهها « 3 » وى سرانجام در سال 1160 ه . ق رخت از جهان فانى بر بست و به نزد والد خود دفن گرديد . تنها اثر بازمانده از وى شرح مبسوطى بر شرح لمعه
--> ( 1 ) . او به ظاهر اشعار فوق را در وصف حضرت حجت ( عج ) انشاد نموده است . ( 2 ) . در نسخه « زيان » نيز قراءت مىشود . ( 3 ) . اين اشعار توسط حضرت آية اللّه سيّد جعفر مير دامادى در اختيار اين جانب قرار گرفت .